غلامعلى صفايى
281
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و فاعل « جميعا » حال از فاعل و « نرامى » فعل و نايب فاعل و « معا » حال از ضمير نايب فاعل مىباشد . معناى شعر : « بودم من و يحيى همچون دو دست يك مرد - كنايه از همراهى و هميارى است - تيراندازى مىكرديم با هم - به طرف دشمن - و مورد تيراندازى قرار مىگرفتيم نيز با هم » . و مثال براى استعمال « معا » براى ذو الحال يا مبتداى جمع ، قول متمم بن نويره در سوگ برادرش مالك بن نويره است : و ما وجد أظآر ثلاث روائم * أصبن مجرّا من حوار و مصرعا « يذكّرن ذا البثّ الحزين ببثّه * إذا حنّت الاولى سجعن لها معا » « 1 » شاهد : در استعمال « معا » براى ذو الحال جمع كه ضمير مؤنث در « سجعن » است مىباشد . تركيب شعر : « يذكرن » فعل و فاعل آن ضمير مؤنث جمع است كه عود به « أظآر » در بيت قبل مىكند و « أظار » جمع « ظئر » به معناى شترى است كه بچه او مرده و به جهت تشفى خاطر خود به بچه شترهاى ديگر محبت مىكند « ذا » مفعول و مضاف به « البث » و « الحزين » صفت « ذا البث » و « ببثّه » متعلق به « الحزين » و « ذا » شرطيه « حنت » فعل و فاعل آن « الاولى » كه در اصل صفت براى « الظئر » بوده كه حذف شده است و اعراب آن را گرفته است و « سجعن » فعل و فاعل ، جواب « إذا » و « لها » متعلق به فعل قبل « معا » حال از فاعل « سجعن » است . معناى شعر : « آن شتران بچه مرده ياد مىآورند صاحب غمى را كه حزين است به جهت شدت غمش ، در آن زمان كه اگر ناله كند شتر اوّل ، شتران ديگر با او به ناله درمىآيند » .
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني 2 / 747 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 13 و 4 / 291 .